96/05/12 - ولادت حضرت امام رضا (ع)

السلام عیلک یا علی بن موسی الرضا (ع)

نخل زردم جوانه می خواهم      کفترم ،آب و دانه می خواهم

برفــراز مناره های حرم           گوشه ای باز لانه می خواهم

 

هنوز داغ شهادت امام صادق علیه السلام از قلب مالامال از اندوه فرزندش امام کاظم علیه السلام رخت برنبسته و لباس عزا بر تن شیعیان ایشان دیده می شود. مدینه نیز در غم از دست دادن رهبر و امامی چون صادق آل محمد، از آسمان خجل است و خورشید و ماه و ستارگان نیز حال طلوع ندارند. از 25 شوال تا 11 ذیقعده، لبخندی بر لبان هیچ یک دیده نشده است. تا روز یازدهم ذیقعده که خورشید، طلوع متفاوتی داشت و مدینه و اهلش را با پرتوافشانی خویش، از تولد کودکی در خانه امام کاظم علیه السلام باخبر کرد. آری، تولد این کودک که او را علی نام نهادند، مرهمی بر قلب داغدیده هستی بود. ولادت امام رضا علیه السلام چند روز بعد از شهادت امام صادق علیه السلام اتفاق افتاد، و این در حالی بود که آن حضرت آرزو داشت فرزند امام کاظم علیه السلام را ببیند. از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود: از پدرم جعفر بن محمد بارها شنیدم که می فرمود: «عالم آل محمد» از تو به وجود می آید و کاش من او را درک می کردم. او هم نام جدم امیرمؤمنان علی علیه السلام است». در روایت دیگری نیز آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند متعالی دادرس و فریاد رس این امت را از فرزندم موسی علیه السلام به وجود می آورد».

 

میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر شیعیان آن حضرت مبارک باد.

روی پرهای من بزن مهری       بی نشانم نشانه می خواهم

کفتر خانگی این حرمم               دانه از اهل خانه می خواهم

در کنار رواق دارالزهد                 منزلی جاودانه می خواهم

از شما روز اول هر ماه               مثل مردم سرانه می خواهم

خانه جز این حرم نمی خواهم          پر پرواز هم نمی خواهم

آستان بوس خود خطابم کن         بد حسابم ولی حسابم کن

برکه ی خشکم و گل آلودم                 کوثر معرفت! گلابم کن

قَسمت می دهم به جان جواد         بعد اگر خواستی جوابم کن

کرمت گر اجازه داد آقا                     پیش چشم همه خرابم کن

من شبیه دعای بی روحم                    روح ادعیه مستجابم کن

ای خداوند عشق یا احساس               نظری کن به خاطر عباس

درد من را تو خوب می دانی    حق همسایه را تو خوب می دانی

حق همسایه جا نیاوردم                نیست این شیوه ی مسلمانی

ولی ای با وفا پناهم ده                    هر چه باشد تو از بزرگانی

لحظه ای که جنازه ام آمد             وای من  ، گر که رو بگردانی

یوسف ار ماه کنعان بود                          تو مه آسمان ایرانی

وای آقا چقدر می آید                     به تو لفظ شریف سلطانی

گفته ام هر کنار در هر سو                 ضامنم هست ضامن آهو

می خواهم تا آنجا که دوست دارم، پربگیرم، اما تا بارگاه دوست راه طولانی است. چشم از پنجره برنمی دارم. دشت از پی دشت، کوه از پی کوه، دسته دسته گل سرخ، یک عالم سبز و یک دریا اشتیاق که دستی از غیب به جانم ریخته است! همیشه همین طور است. خودم را که به مولا می سپارم، دیگر این من نیستم که می روم، برای لحظه ای، خواب مرا می رباید… دست در دست نور و آرمیدن در کنار ضریح! چه دل انگیزند این خواب های خوب!

برمی خیزم، پیرامونم غوغایی به پاست. صدای دل هاست. همه می گویند: یا ضامن آهو! رسیده ایم انگار! این گنبد زیبا، قلب ایران است. چه دورنمایی دارد!السلام علیک یا علی بن موسی الرضا. السلام علیک یا… بغضی غریب و بعد هم های و هوی پریشان دل. تا غروب راهی نیست. دل و نقاره و اشک به هم می آمیزند، و من پر از ضریح می شوم. و سرشار از رازهای طلایی!… چه بویی از کنارم گذشت، بوی آسمان بود. یک بوی خیس، یک بوی معنوی سبز. گویا فطرتم بود که معطر شد از عشق! ضریح اینک به ملکوت می ماند، و من می خواهم تا رضایت «رضا» اوج بگیرم. نیشابور از خاطرم می گذرد، لحظه ای که امام سر از کجاوه بیرون آورده اند و فریاد شادی و اشک شوق، زمین و زمان را به هم پیچیده است. لحظه ای که سینه چاکان حضرتش ازفرط عشق به خاک غلتیده اند. لحظه ای که بیش از بیست هزار تن تقریرات امام را می نویسند. [«لااله الاالله» دژ استوار من است و من یکی از شرط های آنم.] به راستی اگر ولایت نباشد، کلمه مقدس «توحید» چگونه استوار یابد!؟

شب از نیمه گذشته است. همه جا سرشار از اشک و گلاب است و من خود را با همه شور به کجاوه سبز ولایت می رسانم.

یا ضامن آهو! دل های بی پناهمان را که چون آبگینه های شکسته در پهنای گیتی سرگردانند، در پای ضریح مقدست آشیان ده که محتاج پرکشیدن به آبی لایتناهی فطرت خدا یی مان هستیم.

دلم شکسته ، دلم را نمی خری آقا  ؟           مرا به صحن بهشتت نمی بری آقا؟

اگرچه غرق گناهم ولی خبر دارم                     تو آبروی کسی را نمی بری آقا

چقدر خوبی و دل رحم و مهربان ، عاشق             و در دقایق عمرم شناوری آقا

همیشه از حرمت بوی مهر می آید                        شبیه باغ پر از گل معطری آقا

در اوج بی کسی ام در خیال من هستی          تویی که یارترین یار و یاوری آقا

 

التماس دعای

دبیر اقامه نماز شرکت تی بی تی

 


          
          وزارت راه و ترابری
          ره نگار پارس - هلدینگ حمل و نقل
          
          
          
کنترل ناوگان