1400/02/10 - شب قدر

لطف تو یارب! ازل است و ابد 

این منم و این گنه بی‌عدد
روی سیه، بار خطا، فعل بد    
نمی‌زنی به سینه‌ام دست رد    یا واحد یا احد یا صمد
تشنـه لبم آب حیاتم بده    
 غرق گنـاهم حسناتم بده
از کرم خویش نجاتم بده    
 اگرچه باشدگنهم بی‌عدد   یا واحد یا احد یا صمد
بنده ولی بنـده شرمنده‌ام    
 رو سیه و زار و سرافکنده‌ام
باز به سوی تو پناهنده‌ام     
 ای همه عفو تو فراترزحد    یا واحد یا احد یا صمد
آمده‌ام تا کـه قبولم کنی     
وصل به اولاد رسولم کنی
سائل زهرای بتولم کنی      
جزکرمت هیچ ندارم سند   یا واحد یا احد یا صمد
مرا به قرآن پیمبر ببخش   
به اشک صدیقه ‌اطهر ببخش
به آخرین نماز حیدر ببخش   
که بوده ذکرم همه حیدرمدد  یا واحد یا احد یا صمد
عبـد فراری‌ام که برگشته‌ام   
غرق به خوناب جگر گشته‌ام
ببین به کار خویش سرگشته‌ام   
آخر کارم به کجا می‌رسد؟   یا واحد یا احد یا صمد
من که گنه‌کارترم از همه     
ز آخر کار خود کنم واهمه
به پهلوی شکسته فاطمه      

ببخش ورنـه آبرویم رود     یا واحد یا احد یا صمد

 

عبدم ولـی عبـد گنه‌کار
هم روسیاهم هم گرفتار
معبود من ای حیّ دادار
من بنـدۀ عاصی، تو غفار       الغوث خلّصنا من النّار
دستـم بگیــر از پا نشستم
یک عمر عهدم را شکستم
عفو تو باشد بـود و هستم
یارب تو آبرویم را نگهدار     الغوث خلّصنا من النّار
من خستــه از بـار گنـاهم
مویــم سفیـد و روسیـاهم
این عفو تو این اشک و آهم
بـاز آمـدم با جرم بسیار      الغوث خلّصنا من النّار
اگـرچـه مستحـق نـارم
روزم شده چون شام تارم
مولا علی را دوست دارم
بـر حـرمت حیـدر کرّار        الغوث خلّصنا من النّار
یا سیـدی تـا زنـده هستم
از عفو تـو شرمنـده هستم
شرمنده زین پرونده هستم
خواندم تو را با این دل زار     الغوث خلّصنا من النّار
از جرم بسیارم چه گویم؟!
حتـی نیاوردی بـه رویم
پیوستـه دادی آبــرویم
در بین خلق ای حیّ دادار     الغـوث خلّصنا من النّار
یـارب یـارب یـا الهـی
بر جرم سنگینم گواهی
من بی‌پناهم تـو پناهی
من معصیت‌کارم تو ستّار      الغوث خلّصنا من النّار


          شركت گسترش صنايع معدني كاوه پارس
          
          وزارت راه و شهرسازي
          
          
          
کنترل ناوگان